خطب الإمام علي ( ع ) ( مترجم : علمدارى )
31
نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى )
خواستار يارى اويم . بجذب وعظ و پند * تا زخود باقى گذارم ، پندهاى دلپسند ( جمع گردد در كتابم خطبههاى آن امام * باز ماند ، در بساط روزگاران مستدام ) ( استعانت ميكنم از او در اين راه دراز * تا مرا از يارى اغيار سازد بىنياز ) از خطاياى دلم قبل از خطاياى زبان * بر در خلّاق هستى ( الغياث و الامان ) پس فضاحت در خطاياى قلوب مردمان * اى بسا افزونتر آيد از خطاياى زبان آنكه كفرش مر خدا را در زبان ظاهر است * نيست چون آنكس كه او را در دل اندر كافر است استعانت ميكنم او را ز لغزش در سخن * قبل از اينكه در سرازيرى بلغزد گام من نيست لغزش در سخن مانند لغزش در سخن * در اهميّت بسى افزونتر آيد بر قدم او خبر دارد ز اسرار نهفته در صدور * با وجودش حلّ گردد معضلاتم در امور ناهيا سيّد رضى را در محافل ياد كن * قلب او را با دعاى بامدادى شاد كن چهرهء سيّد رضى در آئينهء روزگار و نقش مواعظ او در قلوب اعصار ( 1 ) اى خدا هر كس نويسد وعظ و پند دلنشين * نام او را زنده گردان در لسان آخرين ( 2 ) حضرت سيّد رضى در راه تأليفات خويش * شد پذيرا زحمت افزون بخويش و رنج بيش تا بدانجا كه بهم آميخت در دل نوش و نيش * با چنين انگيزه بر فرهنگ ما شد پاسدار اى خدا سيّد رضى را در خواطر زندهدار * ( 3 ) سيّد محبوب ما محبوب اهل وعظ و پند بر جهان پاشيد ، بذر وعظهاى دلپسند * جملهء اندرز خواهان بر نوالش مستمند پندهايش بر جهان آدميّت افتخار * اى خدا سيّد رضى را در خواطر زندهدار